تبليغاتX
گروه کوهنوردی دانشگاه نبی اکرم
باسرود بی صدا، مثل يک کوه بلند، مثل يک لبحند

بنابر گزارشهای تایید شده از قم، این مرجع بزرگ شیعه، شب گذشته بعد از خواندن نماز شب و بعد از دقایقی که به بستر رفته بود، درگذشت. حجت الاسلام احمد منتظری نیز در گفتگو با خبرنگار ايلنا با تاييد این خبر گفت: شب گذشته آيت‌الله منتظری بر اثر بيماری دار فانی را وداع گفت.

مرجع تقلید بزرگ شیعه که مهمترین منتقد حکومت اسلامی به شمار می‌رفت در هنگام مرگ، هشتاد و هفت سال داشت.

ساعتی قبل دفتر آیت‌الله منتظری در اطلاعیه‌ای ضمن عرض تسلیت درگذشت این مرجع عالیقدر اعلام کرد که "پیکر مطهر فقیه عالیقدر و مجاهد عظیم الشأن" ساعت 9 صبح روز دوشنبه (فردا) از محل بیت آن فقید سعید به سوی حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) تشییع خواهد شد

در همین حال اخبار رسیده از قم حاکی از آن است که خیل عظیمی از دوستداران و مقلدان آیت‌الله العظمی منتظری در حال حرکت به سمت بیت وی می‌باشند.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، بعد از انتشار خبر درگذشت این مرجع تقلید، مقلدان و دوستداران ایشان در قم در بیت ایشان حاضر شده‌اند، همچنین برخی از مراجع تقلید از جمله آیت الله موسوی اردبیلی، شبیری زنجانی، بیات زنجانی، صانعی و امینی در بیت آیت‌الله منتظری حضور یافته‌اند.

علاقمندان به این مرجع تقلید از شهرهای تهران، اصفهان، نجف آباد و... در حال حرکت به سمت قم هستند.

از شهرستان نجف‌آباد محل تولد آیت‌الله العظمی منتظری نیز خبر می‌رسد که بازار تعطیل شده همه‌ی مردم در خیابان‌ها و میدان اصلی شهر (باغ ملی) به عزای ایشان نشسته‌اند و چهره شهر سیاه است.

از سوی دیگر دفتر آیت‌الله صانعی، در پیامی کوتاه که بر روی وبسایت این مرجع تقلید در قم قرار گرفته است، درگذشت آیت‌الله العظمی منتظری را به عموم مردم ایران تسلیت گفته است.

آیت الله صانعی در کنار آیت‌الله فقید منتظری، در جریان اعتراض‌های مردمی پس از انتخابات خردادماه، نقش بزرگترین حامیان جنبش سبز مردم ایران در قم را ایفا می‌کردند. حمایتهای صریح این دو مرجع تقلید و به ویژه آیت‌الله العظمی منتظری از حرکتهای آزادیخواهانه‌ی مردم باعث گردید که تصاویر آنها بارها در راهپیمایی‌های اعتراضی به عنوان دو روحانی آزادی خواه بالا برود و شعار "منتظری صانعی، روحانی واقعی" به شعاری اعتراضی در مقابل حکومتی تبدیل گردد که خود را نماینده‌ روحانیت می‌داند.

منبع :بامداد خبر
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 21:57  توسط عباس  | 

یه زوج کوهنورد عاشق

ایشالا همیشه تو اوج بمونن

هرکی هنوز تبریک نگفته زود باشه دیگه

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 1:35  توسط عباس  | 

آقای احمدی‌نژاد در مراسم بزرگداشت حافظ از عشق حافظ به امام عصر(عج) پرده برداشت و گفت: "بند بند اشعار حافظ عطر حضرت امام را میدهد. برای مثال آنجایی که حافظ در بوستان از نبرد رستم با سهراب مینویسد، منظور او از آن چاهی که رستم پسرش را در آن سه بار خفه کرد، همان چاه جمکران و منظورش از سهراب نیز همان امام زمان بوده که روزی از داخل همین چاه ظهور خواهند کرد و برای هفت سال و هفت ماه بدون توقف چنان با شمشیر گردن کافر‌ها را خواهند زد که آخرش از کتف می‌‌افتند". احمدی‌نژاد پس از آنکه گریه کنان آرزو کرد که کاشکی‌ آنجا بود تا کتف مبارک حضرت امام را بمالد افزود: "حافظ نیز از منتظران آن حضرت بود و هر سال به زیارت جمکران میرفت و اسناد آن هم در داخل بالشت آیت‌الله مصباح محفوظ است". در پایان مراسم آقای احمدی‌نژاد شایعه اخیر راجع به یهودی الاصل بودن خود را تکذیب کرد و از حضار ۱۶ دفعه پرسید: "کی‌ یهودیه؟" که حاضرین نیز هر بار با گفتن "دشمن" ایشان را خشنود کردند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 11:6  توسط عباس  | 

این دوماغ های محترم و محترمه را حدس بزنید مربوط به کیا ست؟؟؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 15:28  توسط عباس  | 

با آرزوی بهترین ها برای هر جفتشون

حیف که جمعه نیستم و الا می ترکوندم

بادا بادا مبارک بادا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 14:41  توسط عباس  | 

انا لله و انا الیه راجعون

علیرضا جان

درگذشت برادر گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده و

از خداوند منان صبر جلیل برای شما خواستاریم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 10:49  توسط آرا  | 

روزی که می خواستیم برنامه کوه رو بریزیم فکر نمی کردم که فقط با این تعداد صعود کنیم.جای خیلی ها اون بالا خالی بود.همه همنوردایی که برای اولین بار با هم سبلان رو با اون دریاچه زیباش دیده بودیم.

(این بار دریاچه یخ زده بود )

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 14:53  توسط عباس  | 

بعد از مصاحبه‌ام در روز 4 تیر ماه 1388 (25 ژوئن 2009) با بی‌بی‌سی درباره‌ی مشاهدات شخصی‌ام در مورد قتل وحشیانه‌ی ندا آقاسلطان، روز دهم تیرماه در اخبار خواندم که حکمی برای دستگیری من از سوی دولت ایران صادر شده است.

 
همان‌طور که در مصاحبه‌ام گفتم، انتظار چنین حرکت مذبوحانه‌ای برای کتمان حقیقت در برابر این جنایت بی‌رحمانه از طرف دولتی می‌رفت که بنیادش بر دروغ و ظلم است. در این مصاحبه پیش‌بینی کردم که گفته‌های مرا کتمان می کنند. که اتهامات بسیاری را متوجه من خواهند کرد. این دولت، به جای آنکه بکوشد قاتلان اصلی این دختر معصوم و ده‌ها قربانی دیگر را پیدا کند و مسئولیت بی‌کفایتی خود را بپذیرد، سعی دارد هر فرد، کشور یا نهاد دیگری را که هیچ خطایی مرتکب نشده، مقصر بشمارد.

 
خانواده و دوستان مرا در ایران، که هیچ ارتباطی با این ماجرا ندارند، تحت فشار گذاشته‌اند. پدر 70 ساله‌ام را که استاد دانشگاه و چهره‌ی ماندگار است، احضار کرده‌اند بی‌آنکه هیچ دخالتی در این ماجراها داشته باشد. 

 
من فقط کاری را کردم که هر انسان شریفی در چنین شرایطی انجام می‌داد. سعی کردم یک قربانی را نجات بدهم و آنگاه که حقایق مرگش را رسانه‌های دولتی ایران مخدوش می‌کردند، بر آنچه شاهدش بودم شهادت دادم.

چنان زیسته‌ام که هرگز دچار ندامت نشوم. من از نخستین پزشکانی بودم که در فاجعه‌ی هولناک زلزله‌‌ی بم به آن شهر رفتم، فقط برای آنکه در کنار قربانیان معصومی باشم که در آستانه‌ی از دست دادن امیدشان بودند.

 
این بار، در کنار قربانی معصوم دیگری بودم، کاملاً برحسب تصادف، بدون آنکه تصوری داشته باشم که وارد چه ماجرایی می‌شوم. اما این بار، این قربانی را بلایای طبیعی نکشت. آز و شهوت قدرت بود که خون او را ریخت.
من نویسنده هم هستم، و اگر داستان‌ها، مقالات و گفته‌های مرا بخوانید، پی می‌برید که همواره از حقوق بشر دفاع کرده‌ام و همواره بهایش را پرداخته‌ام.

 
همواره کوشیده‌ام زندگی‌ صادقانه و شریفی داشته باشم و هرگز به ارزش‌هایم خیانت نکرده‌ام.
بر این باورم که آنچه برای نجات جان ندا و بعد گفتن ماجرایش انجام دادم، کار درستی بود. اعتقاد دارم که خدا پروردگار شجاعان است. ایمان دارم که حقیقت ما را آزاد خواهد کرد. همه‌کارم را مطابق وجدانم انجام داده‌ام و اگر باید بهایی برایش بپردازم، چنین باد. اما این حق را دارم که از شرافت و صداقتم دفاع کنم.

 
به پروردگار که شاهد من است و به شرافتم سوگند یاد می‌کنم که فقط و فقط حقیقت را درباره‌ی مشاهداتم گفتم.
انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران بر عهدی بنیان گذارده شد که امروز مردم ایران همچنان به آن پایبندند. ملجاء مردم در هنگام نبرد علیه استبداد رژیم گذشته همین ایمان بود، و نیز هنگامی که خون‌های بسیاری را فدا کردند تا در برابر تهدید خارجی از سوی مستبدی دیگر که با مشت آهنین بر عراق حکومت می‌کرد، از سرزمینشان دفاع کنند.

 
لیک، این دروغ تمامی ادعاهای این دولت مشخص را زیر سؤال می‌برد؛ این دولت که تاریخ جنگ جهانی دوم را مخدوش کرده، که ادعا می‌کند آزادی بیان در ایران جاری است، ادعا می‌کند که در زندان‌های ایران زندانی سیاسی نیست، مدعی است که هیچ سانسوری بر کتاب‌ها، اطلاعات، رسانه‌ها و مطبوعات ایران اعمال نمی‌شود، و وانمود می‌کند به حقوق شهروندی از جمله حق تجمع، حق اعتراض و حقوق برابر برای شهروندان ایران، فارغ از جنس و نژاد و دین احترام می‌گذارد.

 
در بیست روز گذشته اما، جهان کذب بودن تمامی این ادعاها را از راه چشم‌های اشکبار ایرانیان دلاور دیده است. مطمئنم جهان هرگز این دروغ تازه را باور نخواهد کرد و درک می‌کند که این پزشک، نویسنده و ناشر، کاری نکرده است جز عمل به حکم وجدانش در شتافتن به یاری کسانی که به یاری نیاز داشتند، و بازگفتن حقیقت.
ندا تنها کسی نبود که در این غوغا به خاک افتاد. آیا تمامی آن کسانی که بی‌گناه به قتل رسیدند، قربانیان توطئه‌ی جهانی بوده‌اند؟ چرا قاتلان قربانیان دیگر تحت تعقیب قرار نمی‌گیرند؟ یا شاید باید بی‌کفایتی و بی‌تفاوتی غیرنظامیان مسلحی را مسئول دانست که نتوانستند خردمندانه اعتراضات قانونی شهروندان ایرانی را نسبت به بی‌عدالتی برتابند.

 
من فقط یک شاهدم. چرا باید به جای قاتل، شاهد تحت تعقیب قرار گیرد؟ آیا خون کافی ریخته نشده؟ آیا باید از ترس در برابر این جنایت هولناک ساکت می‌ماندم؟ آیا این پیامی است که قصد داریم برای نسل‌های آینده‌مان به جا بگذاریم؟

بر این باورم که هیچ شهروند جهانی از پشتیبانی من و هزاران ایرانی دیگری دست نخواهد کشید که کتک خوردند، زندانی شدند، تحت تعقیب قرار گرفتند و به خاک و خون کشیده شدند، فقط برای اینکه می‌خواستند ملتی آزاد باشند و در مسیر برکت و عدالت به جهان بپیوندند و در این راه دیگران را در فرهنگ غنی و تاریخ لباب از دلاوری‌شان سهیم کنند.

 

بر خود می‌بالم که بخشی از این حرکت باشم. کاری را کرده‌ام که هر انسان شریفی انجام می‌داد، و به این دلیل مورد تهدید قرار گرفته‌ام. درست همان‌گونه که تمامی این شهدا کاری را کردند که هر جان آزاده‌ای انجام می‌داد، و به همین خاطر به قتل رسیدند؛ به دست نفرت سیاهی نسبت به هرآنچه این شهدا به پایش ایستاده بودند: آزادی، راستی، و عدالت.
 
هراس من،
 باری،
همه از مردن در سرزمینی‌ست
که مزدگور کن از بهای آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو

11 تیرماه 1388
2 ژوئن 2009
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 12:10  توسط عباس  | 

18 تیر

خبرنامه امیرکبیر: شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در دهمین سالروز حمله به کوی دانشگاه در سال 78 با انتشار بیانیه ای یاد شهدای سال 78، عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی و شهدای سال 88، ندا آقاسلطان، کیانوش آسا، مصطفی غنیان ، ناصر امیرنژاد و بسیاری از شهدای بی نام و نشان هفته های اخیر را گرامی داشت.

 
دفتر تحکیم وحدت همچنین با اعلام حمایت از آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی از حاکمان خواست تا به اراده مردم گردن نهاده و با ابطال انتخابات و برگزاری دوباره آن، راه را برای اصلاح مسالمت آمیز امور باز کنند.
 

متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:
 

به نام خدایی که انسان را آزاد آفرید
 

همه جا سایه وحشت
همه جا چکمه قدرت
گلوی هر قناری را
بریدند از سر نفرت
 

امسال در شرایطی دهمین سالگرد فاجعه کوی دانشگاه فرا می رسد که درکوی دانشگاه تهران امسال در روز های 24 و 25 خرداد  فجایعی به مراتب بزرگتر خلق شد و در سراسر کشور در یک ماه اخیر حماسه ها وفجایعی به مراتب بزرگتر از 18 تیر 78 را شاهد بوده ایم. این روزها سرزمین ما دیگر تنها سوگوار شهیدان عزت ابراهیم نژاد و اکبر محمدی نیست؛ چرا که داغدار نام های بسیاری چون ندا آقاسلطان ،کیانوش آسا ، مصطفی غنیان ، ناصر امیرنژاد و ... شده ایم که در خرداد و تیر 88 خون پاکشان بر سنگفرش خیابانهای شهرمان جاری شده است. 
 

در ماهی که گذشت شاهد برگزاری سوگواره انتخابات ریاست جمهوری دهم و بی توجهی کامل به آرای مردم همراه با سرکوب شدید اعتراضات آرام، مدنی و مسالمت آمیز جنبش سبز ملت ایران بودیم تا آخرین گامهای پروژه تدفین جمهوریت نظام تکمیل شده و انتخابات و رای مردم در ساختار سیاسی ایران کاملا بلاموضوع شود.
 

با این حال مقاومت تمام عیار مردمی در برابر این کودتای نرم انتخاباتی خواب آشفته کودتاچیان را بر هم زد تا الله اکبرهای شبانه مردم کابوس هر شب آنها شود و دریابند که اگرچه در ظاهر حرف خود را بر کرسی نشانده اند، اما آتشی در زیر خاکستر نهان شده که سرانجام روزی سربلند خواهد کرد.
 

دفتر تحکیم وحدت با اعلام حمایت از آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی رهبران جنبش سبز ملت ایران از حاکمان می خواهد که اگرچه بسیار دیرهنگام اما تا زمانی که هنوز فرصت ها به طور کامل از دست نرفته به خواست مردم گردن نهاده و با ابطال انتخابات و برگزاری دوباره آن، راه را برای اصلاح مسالمت آمیز امور باز کنند.
 

همچنین اعتراض شدید خود را به بازداشت گسترده دانشجویان و فعالان سیاسی که اخبار نگران کننده ای از وضعیت نگهداری آنها و تلاش برای اخذ اعترافات ساختگی از آنها به گوش می رسد، اعلام می کنیم و خواهان آزادی هرچه سریعتر این افراد هستیم.
 

الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم
حکومت با کفر می ماند اما با ظلم هرگز!
 

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان
دانشگاههای سراسر کشور
دفتر تحکیم وحدت
18 تیر 1388

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 11:35  توسط عباس  | 

 

خبرنامه امیرکبیر: روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای پیرامون به خاک و خون کشیده شدن کوی دانشگاه، اعلام کرئپد فرماندهان سپاه، بسیج و نیروی انتظامی باید جوابگوی این جنایات باشند. در این بیانیه همچنین ضمن اعلام حمایت از جنبش سبز مردم ایران، از میر حسین موسوی و مهدی کروبی خواسته شده است برای احقاق حقوق ملت و ابطال انتخابات از پای ننشینند. در بخش هایی از این بیانیه آمده است: روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت بدینوسیله اعلام می دارد چنانچه این نمایش خطرناک ادامه یابد، می بایست مرگ دموکراسی را تا سالها در این سرزمین به عزا نشست و حاکمیت نیز بداند از چاله به چاه سرنگونی فرو افتاده است، چراکه فعالیت مدنی در این بربریت عیان معنایی نخواهد داشت. اوج استبداد و زورگویی سردمداران در این اقدام کودتاگونه بر آفتاب افکنده شد و زین پس جز با زور سرنیزه چرخ حکومتشان نخواهد چرخید و بدین سان نقاب از چهره جمهوری اسلامی و مدعای دروغین مردم سالاری اش بر افتاده است. اگر حاکمان بقای خود را جز با کودتا نمی بینند، این انتخابات گوارای وجودشان، وگرنه، شجاعانه جام زهر بنوشند و سامانی بر امور دهند که مشت دروغ پردازان باز شود و تاریخ این سرزمین از لوث نیت شومشان پاک گردد. باید اکنون پرسید سرداران رادان و احمدی مقدم و دیگر آقایان مدعی جامعه امن کجا هستند؟ آیا اقتدار شان تنها در بازداشت زنان و دختران برای تخلف های پوشش و حجاب و به منظور برای تبلیغات تلویزیونی است؟ از آنجایی که نیروهای انصار و بسیج به صورت هماهنگ و گسترده به دانشجویان حمله ور شده اند، فرماندهان سپاه و بسیج باید جوابگوی این جنایات باشند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 2:19  توسط عباس  |